بستن
تبلیغات در نی نی وبلاگ
مادرانه
مادرانه
Lilypie First Birthday tickers

عزیز دل مامان

امروز صبح که انگشتمو کردی تو دهنت، ناگهان دستم به دوتا تیزی کوچولو خورد.

باورم نمی شد. یعنی دندونات دراومده؟

دیگه هر کاری کردم نذاشتی ببینم.

اما الان بالاخره دیدم. سر دو تا دندون کوچولو از لثه پایینت زده بیرون.

نمی دونم چقدر طول می کشه تا کامل دربیاد. نمی دونم این که میگن نی نی ها موقع دندون درآوردن اذیت میشن مال چه موقع از دندون درآوردنه؟ یعنی بعدشه؟ قبلشه؟ خدا رو شکر که تا حالا خیلی اذیت نشدی.

یا شایدم شدی و من نفهمیدم.

خلاصه اینکه من خیلی ذوق کردم.

ان شاءالله که تنت همیشه سالم باشه گل ناز من.

 


موضوع : | بازدید : 15 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 ارديبهشت 1391 و ساعت 16:34 توسط سارا

عزیز دلم

می خواستم برات پستی بذارم و پنج ماهگیت رو تبریک بگم. از چک آپ ماه قبلت بگم و واکسن چهار ماهگیت.

اما...

الان خبردار شدم که یه بار دیگه یکی از نی نی های نازی که تازه اومده بود تو دل مامانش، آسمونی شد.

یهو کل دنیا هوار شد رو سرم.

خیلی سخته. خیلی...

مامانی که نی نی از دلش پر می کشه، تو تنهایی مامان میشه. بدون اینکه دیگرون اونو مامان حساب کنن.

نی نیش رو دوست داره. بدون اینکه دیده باشدش. بدون اینکه نازش کرده باشه. بدن اینکه شاهد بزرگ شدنش باشه. مامان یواشکی بودن خیلی سخته. خیلی...

خدایا به دل فدرینای عزیزم صبر بده. خدایا براش بهترینها رو رقم بزن. خدایا مراقبش باش.

الهی آمین

 


موضوع : | بازدید : 64 مرتبه
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 21 اسفند 1390 و ساعت 1:50 توسط سارا

تازه پوشکت و لباسهاتو عوض کرده بودم.

دمرو یعنی به شکم گذاشته بودمت روی تشک تعویضت.

هی خودتو می کشیدی بالا و سعی می کردی پاهاتو به یه جایی گیر بدی و خودتو پرت کنی جلو.

کمی اینجوری کلنجار رفتی و خسته شدی.

دست راستت رو تکیه گاه کردی، کامل بازش کردی و یواش یواش رو دست راستت بلندشدی و به پهلوی چپت غلت زدی و برگشتی به پشت.

و من کلی برات دست زدم و هورا کشیدم.

.

.

.

و چقدر خنده دار خواهد بود  تو سن بیست سالگی، تو یه خواب بعد از ظهر، وقتی داری تنت رو کش و قوس میدی و نا خودآگاه غلت می زنی، کسی بیاد بالا سرت و برات دست بزنه و هورا بکشه و از ذوقش هی بالا و پایین بپره.


موضوع : | بازدید : 72 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 بهمن 1390 و ساعت 18:15 توسط سارا

در پی اشتیاق فراوان شما برای مزه کردن و چشیدن تمام محیط پیرامون،

وقتی بغلت کرده بودم، در یک اقدام ضربتی لپم رو کشیدی تو دهنت و شروع کردی به مکیدن.

الهی قربونت بشم.

هرچند خیلی سریع عکس العمل نشون دادم و لپم رو کشیدم بیرون،

اما تا مدتها تو آسمونها بودم.

فدات بشم گل من


موضوع : | بازدید : 73 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 25 بهمن 1390 و ساعت 17:58 توسط سارا

سلام عزیز دلم، دخترک معصومم

امشب بازم شب عیده.

یکی از بهترین شبهای سال.

شب تولد دو تا از بهترین بنده های خدا.

حضرت محمد (ص) و امام صادق (ع).

درست پارسال تو همچین شبی عید رو بهت تبریک گفتم و از خدا خواستم که تو عیدی من باشی به یمن این روز خوب.

و پارسال فردا روزی, یعنی همون روز عید، متوجه شدم که تو اومدی تو دلم و خدای مهربون تو رو به ما هدیه داده.

حالا دقیقا فردا چهار ماهه میشی. خیلی برام این مناسبتها قشنگه.

دعا می کنم که سعی کنی تو زندگیت این بنده های خوب خدا رو الگو قرار بدی و بندگی کردن رو از اونا یاد بگیری.

آرزو نمی کنم که خیلی آدم موفقی باشی،

آرزو نمی کنم که خیلی آدم پولداری باشی،

آرزو نمی کنم که به مدارج بالای علمی برسی....

که البته اگه هر کدومشون رو بدست بیاری خیلی خوب و خوشحال کننده است،

اما آرزوی قلبی من برای تو، برای توئی که عزیز دلم هستی، اینه که بتونی بنده خدا باشی و دل بزرگی داشته باشی.

کاش می تونستم برات بیشتر توضیح بدم.

کاش بتونم کمکت کنم.

 

عیدت مبارک گل قشنگم

خیلی دوستت دارم.

 


موضوع : | بازدید : 82 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 20 بهمن 1390 و ساعت 17:49 توسط سارا
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 11 صفحه بعد