مادرانه
Lilypie Second Birthday tickers

سلام دختر نازم

من از دیروز خیلی خوشحالم.

خدا بازم لطفش رو به ما نشون داد و یه فرشته ناز دیگه سالم و سلامت دنیا اومد.

اعظم عزیزم واقعا برات خوشحالم و از ته قلبم آرزو می کنم که همه چی برات خوب پیش بره و خیلی روزای اول بچه داری اذیت نشی.

دعا می کنم همیشه خودت و گل پسرت و همسر مهربونت سلامت باشین.

امیدوارم روزهای خیلی قشنگی در پیش رو داشته باشی.

 

 


موضوع : | بازدید : 669 مرتبه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 24 مهر 1391 و ساعت 15:51 توسط سارا

سلام دختر نازنینم

خیلی وقته که اینجا مطلبی رو ننوشتم و خودم از این بابت ناراحتم.

جونم برات بگه که تو دیگه حسابی واسه خودت یه خانم شدی. البته یه خانم خیلی شیطون.

دیشب گذاشته بودمت پیش بابایی و خودم رفته بودم حمام که طبقه بالا قرار داره. از حموم که اومدم بیرون، طبق معمول صدات می کردم و تو هم از پایین جواب میدادی که یهو پایین رو نگاه کردم و دیدم تو تنهایی رو پله سوم یا چهارم وایسادی.

واااای یهو دلم هری ریخت پایین و داد زدم یا اباالفضل (ع)، که بابایی دوید و تو رو گرفت. اونم متوجه نشده بود کی تونستی این چند تا پله رو بیایی بالا.

آخه پله ها باریک هستن و تو روشون جا نمیشی که بخوای چهار دست و پا ازشون بیایی بالا.خلاصه اینکه این هم به شیطنتهات اضافه شد.

دیگه اینکه صبحها همیشه دنبال بابایی راه می افتی و اونقدر دَدَ دَدَ می گی که بابایی اول تو رو چند دقیقه تو کوچه می گردونه، بعد خودش میره دانشگاه.

دندون پنجم و ششمت هم دراومده. دو تا دیگه هم در حال آماده شدن واسه دراومدنه که گمونم حسابی اذیتت می کنن.

آهان اینم بگم که یه مواقعی هر سوالی ازت می پرسیم، خیلی بامزه با اون صدای نازکت می گی" نه".

بابا رو دوست داری؟ نه

صبحونه خوردی؟ نه

دختر خوبی هستی؟ نه

هههههههه ما هم کلی می خندیم. گاهی هم  با جدیت سرتو تکون می دی و تاکید می کنی نه نه نه!

بوس می کنی در حد تیم ملی. خیلی با مزه. تا می گم مامانو بوس کن، دهنتو باز می کنی و می چسبونی به لپم و می گی اوووممما.

خونه به قول بابایی آرایش جنگی گرفته. هر جایی که فکر می کنیم نباید بری، سعی کردیم یه جورایی جلوشو سد کنیم. اما... از یه جاهایی خودتو رد می کنی که عقل جن هم بهش نمیرسه.

الانم بیدار شدی و دیگه نمیذاری چیزی بنویسم.

عاشقتم دخترک معصوم. فرشته پاک.


موضوع : | بازدید : 856 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 9 شهريور 1391 و ساعت 14:03 توسط سارا


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

دوستان رمز همون قبلی هستش.




ادامه مطلب...

موضوع : | بازدید : 874 مرتبه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 16 خرداد 1391 و ساعت 20:32 توسط سارا

سلام گل نازم.

این مدتی که ننوشتم انقدر موضوع واسه نوشتن پیش اومده که نمی دونم از کجا باید شروع کنم.

اما فعلا یه خلاصه ای از چک آپهات رو اینجا می نویسم که اگه احیانا کتاب رشدت تو سالهای بعد گم شد لااقل یه جایی درج شده باشه. البته اگه تا اون موقع بلایی سر نی نی وبلاگ نیاد.

1- 10-10-2011 ( بدو تولد)

  • وزن: 3050 گرم
  • قد:-- (اندازه نزدن)
  • دور سر: -- (اندازه نزدن)

2- 8-11-2011 ( چهار هفتگی)

  • وزن : 4420 گرم
  • قد: 52.8 سانتی متر
  • دور سر: 38.5 سانتی متر

3- 8-12-2011 ( هشت هفتگی) اولین واکسنت رو تو دوتا پای کوچولوت زدن

  • وزن: 5540 گرم
  • قد: 55.3 سانتی متر
  • دور سر: 40.5 سانتی متر

4- 20-01-2012 ( سه ماه و ده روز) دومین واکسنت رو تو دو تا پای کوچولوت زدن

  • وزن: 6390 گرم
  • قد: 61.2 سانتی متر
  • دور سر: 41.7 سانتی متر

5- 20-02-2012 (چهار ماه و ده روز) سومین واکسنت رو تو دوتا پای کوچولوت زدن

  • وزن: 7160 گرم
  • قد: 63 سانتی متر
  • دور سر: 43 سانتی متر

6- 18-04-2012 (شش ماه و هشت روز)

  • وزن: 8045 گرم
  • قد: 64.5 سانتی متر
  • دور سر: 44.5 سانتی متر

7- 30-05-2012 ( هفت ماه و بیست روز)

  • وزن: 8810 گرم
  • قد: 67.6 سانتی متر
  • دور سر: 45.5 سانتی متر

خدا رو شکر تو این مدت نمودارت رشدت خیلی خوب و بدون نوسان بوده و تقریبا همه نمودارهات دارن رو یه خط ثابت پیش میره.

تا الان چهار تا هم دندون درآوردی. دوتا دندون پایین خودشون رو تو تاریخ 2012-05-03 (شش ماه و 23 روزگی) نشون دادن و دوتای بالایی ده روز بعدش یعنی 2012-05-13.

از این به بعد تا یه سالگی دکتر گفته باید سه وعده غذا بهت بدیم و دو بار هم میان وعده. و در کل شبانه روز سه بار یا نهایتا چهار بار باید شیر بخوری. و من موندم که چطوری باید شش تا هفت بار شیر خوردنت رو برسونم به سه تا چهار بار!!! یه برنامه غذایی هم داده که بازم به زبون داچه و باید ترجمه اش کنم.

شیرین کاریهات هم بمونه واسه یه پست دیگه ان شاءالله.

 

 

 

 


موضوع : | بازدید : 697 مرتبه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 10 خرداد 1391 و ساعت 21:27 توسط سارا

عزیز دل مامان

امروز صبح که انگشتمو کردی تو دهنت، ناگهان دستم به دوتا تیزی کوچولو خورد.

باورم نمی شد. یعنی دندونات دراومده؟

دیگه هر کاری کردم نذاشتی ببینم.

اما الان بالاخره دیدم. سر دو تا دندون کوچولو از لثه پایینت زده بیرون.

نمی دونم چقدر طول می کشه تا کامل دربیاد. نمی دونم این که میگن نی نی ها موقع دندون درآوردن اذیت میشن مال چه موقع از دندون درآوردنه؟ یعنی بعدشه؟ قبلشه؟ خدا رو شکر که تا حالا خیلی اذیت نشدی.

یا شایدم شدی و من نفهمیدم.

خلاصه اینکه من خیلی ذوق کردم.

ان شاءالله که تنت همیشه سالم باشه گل ناز من.

 


موضوع : | بازدید : 825 مرتبه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 ارديبهشت 1391 و ساعت 16:34 توسط سارا
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 12 صفحه بعد